*یادداشتی برای پرونده ویژه عراقیهای هفته نامه تماشاگر
فوتبال ایران سالهاست که درگیر ورود بیرویه بازیکنان بیکیفیت و نامنظم خارجی است و تقریبا هیچ فصلی از مسابقات وجود ندارد که بدون مطرح شدن مباحث و حاشیههایی در همین راستا به پایان برسد. همیشه از حضور بازیکنان بنجل خارجی در کشورمان مینالیم. هربار که فاجعهای از جنس دوکارمو یا فابیسیو و سامبوجوچی رخ میدهد، همهمان در قامت طلبکاران مالباخته فرومی رویم و از خودمان میپرسیم چرا چنین فوتبالیستهای بیقابلیتی وارد ایران میشوند، پول مردم ما را بالا میکشند، جای دهها جوان مستعد هموطنمان را میگیرند و هیچ کمکی هم نمیکنند؟ شکر خدا در این سالها همه جورهاش را هم داشتهایم؛ از کفترباز و کاکل به سر تا عاشق پیشه و پیرپسر و پیتزافروش و هپاتیتی. مدام این بحثها مطرح میشوند و این زخمها سرباز میکنند، اما هرگز هیچ نتیجهای حاصل نمیشود. یعنی دست کم تا زمانی که باشگاههای ایرانی دارند دولتی اداره میشوند و پول بیزبان از کیسه مردم بیگناه به غارت میرود، طبیعی است که بازیکنان نخراشیده بدترکیب گردن کلفت برای دلال جماعت، از یار ظریف خوش سیمای کمرباریک هم ارزشمندتر باشند. آقایان گنجشک را رنگ نزده جای قناری قالب میکنند، پنج هزار دلار را پانصدهزار دلار فاکتور میزنند و همه دور هم فیض میبرند. مادامی که این سفره بیسر و صاحب جمع نشود، آش همین است و کاسه نیز هم.
لابلای رنجنامه ابدی ما از دست بازیکنان بیخاصیت خارجی اما، خط و خطوط کج و معوج تری به چشم میخورند که بیشتر از بقیه حالمان را میگیرند، حسابی روی اعصابند و طوری توی ذوق میزنند که نا و رمق برایمان باقی نمیماند. در این فستیوال بیپایان از خیانت و خباثت، وقتی نوبت به جفاکاریهای کلیشهای بازیکنان عراقی میرسد، طاقتمان به سر میآید. سالهای سال است که فوتبال بیخرد ایران تبدیل به حیاط خلوت و جولانگاه امن فوتبالیستهای عراقی شده است؛ میآیند، پول حسابی میگیرند، موش و گربه بازی درمی آورند، تحقیرمان میکنند، اگر لازم باشد توی گوش داورمان هم میزنند و بعد، قبل از اینکه جوهر بدقلقیهای قبلیشان خشک شده باشد، ده مشتری ریز و درشت دیگر را دست به سینه و تعظیم کرده در مقابل خودشان میبینند. از کدام مصراع حزن انگیز این چکامه پرسوز و گداز بگوییم؟ از حوارملامحمد که پرسپولیسیها را بازی داد و استقلالیها گرفتندش و استقلالیها را به سخره گرفت تا ذوبیها روی هوا بزنندش و امروز هم کل اصفهان در جستجوی اوست؟ یا از کرار لاکردار که در تبریز مظهر بیحرمتی به ایران در خانه ایرانیان بود و در تهران، یک عاصی گردنکش؟ اصلا یکی مثل همین جاسم بغدادی چرا باید در رفتارش تجدیدنظر کند، وقتی میبیند همه آدمهای این فوتبال نتیجه گرای بیعرضه فاقد هویت، حاضرند جلوی پایش خم و راست شوند و تمام گربه رقصانیهایش را نادیده بگیرند، فقط به این خاطر که برایشان چهارتا گل بزند و عمرشان را بر مسند قدرت افزایش بدهد؟ شما جای او بودید چه میکردید؟ اگر در یک کشور خارجی، هرچه از دستتان برمی آمد انجام میدادید و آخر کار هم یک باشگاه جدید پیدا میشد که با کلی ناز و نیاز و منت کشی و قبول انواع و اقسام شرط و شروط جذبتان کند، باز ضرورتی برای تغییر رویه حس میکردید؟
فوتبال ایران به اتاق اسباب بازیهای پسربچگان سیبیلوی عراقی تبدیل شده است؛ آنها که میآیند، تفریح میکنند، فرمان میرانند، به استهزا میگیرند، سیر میشوند و بعد میروند. میروند که برای همبلادیهایشان تعریف کنند ایران چه جای قشنگی است، که ایران چقدر تماشا دارد! حتی اگر ایران و عراق هیچ سابقه ناخوشایندی در بین نداشتند، باز این حجم بزرگ از ناهنجاریهای تلخ و سیاه فوتبالیستهای عراقی کافی بود تا یک بار برای همیشه قید این بازار بیخیر و برکت را بزنیم و حرمت خودمان را نگه داریم. کاش سازمان محترم لیگ به جای تصویب قانون منع حضور دروازه بانان خارجی در ایران و خراب کردن دنیای این فوتبال، قانونی برای تحریم بازار جفاکار و بیآبروی عراق به تصویب میرساند تا دست کم آخرتمان آباد شود و غرورمان ترک برندارد.
آخه فتل فرمژه (این مردک یاغی کاری به ملیتش ندارم از لحاظ اخلاقی منظورم ) این کرار رو از جادوگر ما بهتر میدانست فتل میخواست بمب بترکونه که یکدفعه ترقه سیگاری هم نبود چه برسد به بمب البته تیم استقلال که کهکشانی توسط فتل نامیده شد با دوپینگ ، تبانی ، لابی گری با عزیز محمدی ، تاج ، فدراسیون ، کمیته داوران البته بعضی از داوران به رده دوم رسیده